کپی برابر اصل!




همسانه سازي يا كلونينگ از ديرباز در طبيعت به صورت يك امر عادي و به عنوان يك روش تكثير غير جنسي رخ مي داده است.
اصولاً همسانه سازي فرآيند تكثير غير جنسي و توليد موجود زنده همانند تك والد خود مي باشد. بنابراين اين امر به هيچ وجه غير طبيعي نمي باشد و در بعضي موجودات يك نوع روش تكثير به شمار مي رود.
در موجودات تك سلولي در اثر تقسيم سلول، دو سلول يكسان به وجود مي آيد كه از نظر ذخيره ژنتيكي كاملاً مشابه يكديگر و والد خود مي باشند، مانند باكتريها كه با تقسيم هاي متوالي يك سلول اوليه توده اي سلولي به وجود مي آيد كه كلني نام دارد.
اما همسانه سازي فقط در موجودات تك سلولي مانند باكتري و مخمر به عنوان يك روش تكثير غير جنسي ديده نمي شود، بلكه در تعدادي از موجودات پرسلولي مانند بعضي نرم تنان و ميگوها نيز مشاهده شده است.
در توليد مثل رويشي كه نوعي تكثير غير جنسي مي باشد تمامي موجود زنده يا بخشي از آن به عنوان واحد توليد مثل عمل مي كند. در موجودات تك سلولي، كل سلول به عنوان واحد توليد مثلي و از راه تقسيم، عمل تكثير صورت مي دهد ولي در بعضي موجودات پرسلولي فقط بخشي از موجود به صورت واحد توليد مثلي عمل مي كند و موجود جديدي را توليد مي كند. توليد مثل رويشي در جانداران پر سلولي به دو صورت در طبيعت مشاهده مي شود. در روش اول كه جوانه زدن نام دارد، يك يا چند موجود جديد به تدريج در سطح بدن موجود زنده يا بخشي از آن، مانند قطعه از برگ گياه، شكل مي گيرند و پس از مدتي از والد اصلي جدا مي شوند و زندگي مستقل خود را به عنوان يك موجود ديگر آغاز مي كنند. اين پديده به وفور در گياهان و جانوراني مانند هيدر يا انواع اسفنجها ديده مي شود.
در روش ديگر كه قطعه قطعه شدن نام دارد، جاندار مبادرت به قطعه قطعه كردن خود مي نمايد و هر يك از قطعات تبديل به يك موجودي مستقل ميگردد و به اين ترتيب عمل توليد مثل صورت مي گيرد. اين نوع تكثير در بعضي جلبك ها، خزه ها، كرمها و شقايق دريايي ديده ميشود.
نوپديدي نيز روشي جالب و مشابه تكثير به روش قطعه قطعه شدن مي باشد كه در آن بخشي از بدن جاندار كه بنا به دليل مختلف جدا شده است، توسط جاندار ترميم شده و از نو پديد مي آيد و در بعضي موارد بخش كوچكتر جدا شده مانند قطعه اي از گياه، بازوي قطعه شده ستاره دريايي و يا قطعه اي از يك كرم خاكي خود تبديل به موجود جديد و كاملي مي شود. لازم به ذكر است كه در موجودات عاليتر امكان ترميم بافت از دست داده و همچنين امكان موفقيت در همسانه سازي كاهش مي يابد و اين روند را مي توانيد در گياه، كرم، ستاره دريايي و در نهايت انسان مشاهده كرد.
تمامي اين روشهاي توليد مثلي، از موارد تكثير غير جنسي مي باشند كه هر گاه شرايط محيطي مناسب فراهم آيد، بدون نياز به بافت يا اندام تخصص يافته اي، توليد موجودي كاملاً همانند پايه والدي صورت مي گيرد.

::برگرفته از وبلاگ کسری::

  
نویسنده : ‏T.O. Kongo ; ساعت ۱:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۳/٢٧

نتايج المپياد زيست شناسی

سلام ؛
اول اينکه نتايج المپياد زيست شناسی رو تا بالا اومدن وبسايت باشگاه می تونين از اينجا نگاه کنيد

دوم اينکه از زير باران عزيز به خاطر تبريکاتش ممنونم. اميدوارم اون هم موفق باشه.

و اينکه برای استفاده از مجموعه گياه شناسی می توانيد از دايره المعارف آن استفاده کنيد.دايره المعارف

  
نویسنده : ‏T.O. Kongo ; ساعت ۸:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۳/٢٥

ميمون بازی (بر وزن خاله بازی!)


فکر کنید که به خانه یک میمون دعوت شده اید و او شما را دعوت می کند تا این رو بینید.چی رو. این جا رو. فکر می کردید که روزی با یک پریمات اونقدر خصوصی بشید که این ها رو نشونتون بده؟؟!! هان؟

  
نویسنده : ‏T.O. Kongo ; ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۳/٢۱

انسان آوازخوان!



یک پرنده آواز خوان وقتی از تخم خارج می شود نمی تواند کاملا آواز بخواند.ابتدا با یک سری صداهای نامفهوم آغاز می شود و در طی زمان تدریجا لحن و آهنگ صدایش کامل می شود. کودکان انسان هم هنگامی که شروع به حرف زدن می کنند یک مسیر تکوینی مشابه را می پیمایند. طبق گزارشی که Proceedings of the National Academy of Sciences منتشر کرد صداهای نامفهومی که کودکان تولید می کنند در واقع پاسخی به راهنمایی های اجتماعی است که مادران آن ها می کنند و درست همین فرایند در جوجه پرندگان روی می دهد.
تحقیقات قبلی بیشتر متوجه این موضوع بود که نقش تقلید در فراگیری زبان چیست.ولی در کاری جدید محققان از مادران خواستند تا به طریق از پیش تعیین شده ای در طی جلسه بازی نیم ساعته ای به سخن گفتن نوزادانشان پاسخ گویند.یکی از محققان تیم توضیح داد: نحوه صحبت کردن مادران تغییر نکرد بلکه چگونگی خندیدن و نوازش کردن آنان عوض شد. دانشمندان دریافتند که درست مانند جوجه ها نوزادان به پیامدهای اجتماعی تولید صدا از جانب خودشان دقت می کنند و صداهای نامفهوم خود را با آن تطبیق می دهند.
در واقع کودکان برای تولید صداهای بالغ خود را با واکنشهای دیداری تطبیق می دهند نه شنیداری. حساسی کودکان و نیز رفتار مادرانه باهم موجب ایجاد رفتار های متکامل تر از سوی کودک می گردد. آموزش اجتماعی بخش بنیادی تکوین صوتی است.


  
نویسنده : ‏T.O. Kongo ; ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۳/٢٠

ديد سه بعدی!

تشخيص ابعاد در موجودات به چند عامل بستگي دارد:
1)اختلاف منظر(Parallax )؛ تونوس ماهيچه هاي چشم باعث مي شود در هر دهم ثانيه مغز ما چندين تصوير از محيط با زواياي مختلف دريافت كند و زاويه ديد تغيير كند
2)اندازه ي نسبي(Retinal Image Size )؛هر چه اجسام به نسبت اندازه ي واقعيشان كوچكتر باشند دورتر به نظر مي رسند
3)بافت(Texture Gradient) ؛هر چه بافت يك جسم يكد ست تر باشد جسم درظاهر دورتر است
4)رنگ؛ رنگ اجسام نزديك تر درخشان تر و رنگ اجسام دورتر مات تر است
5) سايه (Shades and Shadows )؛مرز بين اشيا را نمايان مي كند و ميزان تابش و انعكاس نور در محل شي مشخص مي شود
6)سانسور كردن اشياء (Overlapping)؛اينكه مغز تحليل مي كند كدام جسم ديگري را پركرده(پوشانده است)
7)حركت(Monocular Movement )؛ هر چه حركت يك جسم كندتر و آهسته تر باشد جسم دورتر است
8)ديددوچشمي(binocular visit)؛هم اختلاف منظر ايجاد مي كند و هم ميدان ديد بيشتري فراهم مي آورد
در ضمن در طول تكامل هرچه ابعاد براي فرد مهمتربوده ميدان ديد بيشتري از دو چشمش را برهم مي منطبق شده است.
از این بیشتر خواستید اینجا همه چیز داره!
  
نویسنده : ‏T.O. Kongo ; ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۳/۱۳

قاطر زايا!



قاطری که Idaho Gem نام گرفته اولین عضو ار خانواده اسب هاست که به نمایشگاه جانوران همانندسازی شده پیوست. این کره که در 4 ماه می متولد شد اولین حیوان عقیمی است که کلون شده است.
دانشمندان کلون کردن را با Dolly که یک گوسفند بود شروع کردند و با موفقیت خوک ها ، گاوها ، گربه ها، خرگوش ها و جوندگانی را همانند سازی کردند.ولی با وجود کوشش های فراوان از همانندسازی اسب ها و سایر اسب سانان اجتناب می شد.در نیویورک گوردن وودز و همکارانش از دانشگاه Idaho مسکو، DNA را از سلول های جنینی قاطر جدا کردند و آن را با تخمک های بدون هسته اسب فیوز کردند و بعد تخمک های دست ورزی شده را در محیط کشت هایی با کلسیم فراوان قرار دادند تا بالغ شوند. ( دانشمندان پیشتر دریافته بودند که کمبود کلسیم در معیط سلول تکوین آن را مختل سازد) و پس از آن 305 اووسیت را در رحم مادیان ها جایگزین کردند. و هنگامی که Idaho Gem متولد شد هنوز دو مادیان دیگر باردار بودند.
وودز و همکارانش خبر دادند که به نظر می آید که Idaho Gem رشدی طبیعی و معمولی دارد. در ضمن یک تیم ایتالیایی و یک تیم آمریکایی در انتظار مادیان های همانند سازی شده ای هستند که در چند ماه آینده متولد می شوند.

ترجمه زیست شناس از Science
  
نویسنده : ‏T.O. Kongo ; ساعت ٧:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۳/۱٢

انسان های وراج!




ما انسان ها اگر سخنگو نباشیم هیچ نیستیم . در واقع این جزء برجسته ترین خصوصیات ما به عنوان یک گونه است ولی اینکه ما چگونه این قدر پرحرف شدیم کمتر معلوم است. یک دهه است که انسان شناسان با تحقیقات فراوان می کوشند تا سلسله حوادث ساخته شدن تنها استعداد شفاهی ما را در یابند. اکنون نتایج مطالعات جدید نشان می دهد که یک بخش از فرضیه ای که قبلا پیشنهاد شده بود نیاز به تجدید نظر دارد.
تحقیقات قبلی نشان می داد که تغییر موقعیت حنجره در دوران کودکی _ که پیش نیاز مورفولوژیکی حرف زدن است _ ویژه گونه ماست. ولی تاکشی نی شی مورا از دانشگاه کیوتو در اپن و همکارانش دریافتند که این مهاجرت رو به پایین حنجره به نقطه ای بین حلق و شش ها در خویشاوندان لال ما شامپانزه ها هم روی می دهد.این تیم از MRI ( تصویر برداری با رزونانس مغناطیسی ) استفاده کرده اند تا تکوین را در سر شامپانزه ها در دو سال اول زندگی ردیابی کنند.
نتایج حاکی از آن است که پایه ریزی های آناتومیک برای صحبت کردن تدریجا مدتی قبل از تاریغ تکاملی که ما فکر می کردیم روی داده است. پایین آمدن حنجره می بایست پیش از نقطه ای که ما و شامپانزه ها از جد مشترکمان منشعب شدیم روی داده باشد و دومین تکوین بحرانی _ پایین آمدن استخوان لامی شکل ( در قسمت بالای حنجره)_ تنها در مسیر انسان صورت گرفته است.
نویسندگان یادآور شدند که این دو تغییر در مجرای صوتی که با هم امکان صحبت کردن را پدید آوردند امکان دارد تحت تاثیر انتخاب طبیعی ایجاد شده باشد که هیچ ربطی به صحبت کردن ندشته است. آنها پیشنهاد می کنند که تغییر مکان حنجره می تواند بدلیل تغییرات ایجاد شده در مکانیزم میمون ها برای بلعیدن باشد.پایین آمدن استخوان لامی شکل (Hyoid) ضمیمه تغییرات در ساختار جمجه جنس انسان باشد.

ترجمه زیست شناس از American Scientific

  
نویسنده : ‏T.O. Kongo ; ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۳/۱۱

کشتی نوح



اون بار که طوفان شد و همه جا قرار شده بود زير آب بره اگر نوح از همه حيوان ها يک جفت برنداشته بود چی ميشد؟ هيچی يک انقراض عمومی عمومی که ديگر هيچ جانداری باقی نمی ماند الا موريانه ها ی تو کشتی و شپش ها و جاندارا ن کوچک که زرافه ها و فیل های کنونی جز آنها نمی تواند باشد!

ولی الآن هم خيلی از گونه ها در حال انقراض اند يا از بين رفته اند و لی در سايت آرکايو در مورد خیلی از اینها مطلب و فیلم و عکس هست بسیار جالبه و حتما سر بزنید:

......................http://www.arkive.com......................



  
نویسنده : ‏T.O. Kongo ; ساعت ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۳/٩

بازی مسخره ی تکامل!

دوستان عزيز:
ببخشيد ميدونيم که خيلی دير شد ولی اين بخش مربوط به من بود و من يک کم سهل انگاری کردم.حالا!
خب؛ پس بحث فلسفه را با تکامل می خواهید جور کنید بعد می بینید نمیشه!
از لحاظ تکاملی همه چيز تا حدودی خودبه خود و با واسطه ی فراوانیه انرژی به صورت های مختلف انجام شد يعنی آرام آرام مولکولهای آلی و بعد يک RNA كه با شكل الانش خيلي فرق داشت و يك شبه غشايي با RNA درونش به وجود آمد(پدید آمد)!
بعد از مدتي مولكولي پا به عرصه ي حيات گذاشت كه پايه گذار «بازي مسخره ي تكامل» بود و با همکاری RNA و چند تا اسيدآمينه ی ماقبل تاريخ کارش را شروع کرد.بنابراين تمام تقصيرها سر DNA است که با تفاوت هايش با RNA مسير زندگی اين کره را عوض کرد.
از نگاه تکامل آنچه بعد از اين وقايع اتفاق افتاد بدون هیچ واسطه ای جز انرژی بوده است و هيچ کس يا هيچ چيز جز زمان مسير آن را مشخص نمی کرده است.
بنابراين هيچ موجود زنده ای حتی انسان از ديد تکامل چيزی با عنوان هدف و مقصودبرای خود تعريف نکرده و فقط به دنبال مسير طبيعت کشيده می شود.
آنRNA می توانست هيچ گاه بهDNA تبديل نشود ویا چیز دیگری بشود ــ اگر انرژی کافی و يا مورد استفاده به آن نمی رسيد ــ و حيات جور ديگری باشد يا اصلا حيات نباشد و چيز ديگری باشد. وقتی تکامل تنها با احتمال جلو می رود سوال های آن نيز بايد با قوانين احتمال حل شوند.

پ.ن:در ضمن من اونی که می خواستيد اين مطلب را جواب بده نيستم!!   
نویسنده : ‏T.O. Kongo ; ساعت ٩:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۳/٧

بزرگترين و کوچکترين!

حتما همه ی شما بزرگترين پستاندار را می شناسيد.درسته وال عزيز که جز آب بازان است و به راحتی با اون هیبت عظیمش توی آب زندگی می کنه !ببينيد چه قدر دوست داشتنيه!
حالا به نظرتون کوچکترين کيه؟
شبيه موش هست ولی موش نيست دقت کنيد پوزه اش درازتر از موشه!
Shrew ‌؛ اين موجود خيلی کوچک حتی از سوسک حمام هم کوچک تر است!
می توانيد اينجا راجع به اون بيشتر بدانيد.
  
نویسنده : ‏T.O. Kongo ; ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۳/٦

انتقال الکترون!

!Animation of Electron transport in Mitochondria
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

محمد عزيز از وبلاگ انگل شناسی پزشکی در مورد زندگی انگلی (۳) اينطور نوشته اند:
معذرت به چند اشکال برخوردم.اولا در مورد کیست هیداتیک اگر چه هم خانواده کرم کدوست اما از نظر اندازه قابل مقایسه نیستند کرم کدو 10-5 متر ولی اکینوکوکوس 1 سانتی متر است ثانیا انسان تنها با خوردن تخم کرم که از طریق مدفوع سگ در محیط پراکنده می شوند از طریق آب و غذا مبتلا می شود و هیچگاه از پوست و موی سگ خارج نمی شود و ثالثا در مورد مالاریا پشه آنوفل ماده هم میزبان نهایی و هم ناقل است.موفق باشید.

یک نکته: اگر اشکال دیگری هم هست بفرمایید

درضمن لینک بالا در مورد چرخه انتقال الکترون در میتوکندری است.
  
نویسنده : ‏T.O. Kongo ; ساعت ۸:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۳/۳

زندگی انگلی(3) !

*کرمی با نام فیلاریا وجود دارد که موجب بسته شدن رگ های لنفی می شود این کرم نیاز به اکسیژن فراوانی دارد درنتیجه روزها در رگهای عروقی و شب ها در خون به سر می برد.
نوع دیگر فیلاریا که در مناطق آفریقایی وجود دارد توسط خرمگس در روز منتقل می شود و این نوع نیاز کمتری به اکسیژن دارد و رفتاری دقیفا مخالف نوع دیگر نشان می دهد
*کیست هیداتیک : این کیست در میان گوشتخواران خانواده سگ و جوندگان دیده می شود.یک کرم شبیه کرم کدو است. سگ این کرم را از طریق مدفوع دفع می کند.گهگاه این کرم بند هایی از خودش را جدا می کند که از طریق پوست و موی سگ دفع می شوند و انسان از طریق تماس با پوست و موی سگ ممکن است کیست این کرم را وارد بدنش کند ولی چون با انسان سازگار نیست در بدن - بخصوص تحت اثر آنزیم های گوارشی - این کیست پاره شده و از بین می رود.البته بدن به این پاره شدن واکنش حساسیتی شدیدی را نشان می دهد.
انسا ن میزبان اتفاقی و بن بست این انگل محسوب می شود.

از امير هم به خاطر توجهش ممنونیم و پيشنهاد می کنیم که به وبلاگ انگل شناسی پزشکی هم سری بزند   
نویسنده : ‏T.O. Kongo ; ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۳/۳

قاتل دايناسورها!

دايناسورها در طی دورانهای ژوراسيک و کرتاسه (از ۲۱۰ تا ۶۵ ميليون ستل پيش )پيچيده ترين اشکال حيات را در زمين دارا بودند.در نابودی دسته جمعی کرتاسه ۷۰٪ تمام گونه های حیات از جمله تمام گونه های دايناسورها از بين رفتند.اگر آنها نابود نمی شدند ممکن بود به جای انسانها دانشگاهها از دایناسورهای هوشمند پر شده بود!
از ديدگاه زمين شناسی انعدام گروهی کرتاسه فوری محسوب می گردد و از بازمانده های فسيلی تنها می توانيم تخمين بزنيم که حدود نيم ميليون سال به طول انجامید گر چهمی تواند از این هم کوتاه تر باشد.
يک فرضيه برای اين نابودی تصادم سيارکی تشکل از صخره یا آهن با زمين است. محاسبات نشان می دهد که اگر سیارکی به قطر ۱۰کیلومتر با سرعت متوسط ۱۰ كيلومتر بر ثانيه با زمين برخورد كند مي تواند دهانه اي به پهناي 100 كيلومتر در زمين ايجاد كند و اثرات مخربي بر شرايط محيطي به بار آورد.دهانه اي در اعماق لايه هاي رسوبي شبه جزيره ي Yucatan در مكزيك كشف شده است كه سن آن و اندازه اش درست برابر فرضيه ها و پيشگويي هاي فرضيه ي تصادم است.


شاهد ديگر لايه ي ايريديم در سنگهاي دوره ي كرتاسه است كه بيانگر برخورد سياركي غني از ايريديوم با زمين مي باشد.
شيوه ي قتل در اثر سيارك:
* برخورد سيارك لايه اي از غبار را در جو بلند مي كند
*غبار نرم پيش از نشستن و تشكيل لايه ي ايريديوم براي ماه ها در جو باقي مي ماند
*غبار پرده اي در كقابل نور خورشيد مي شود و زمين را بسيار تاريك تر و سردتر از معمول ميكند
*گياهان در اثر كمبود نور خورشيد ميميرند
*گياه خواران و پس از آنها گوشتخواران از بين مي روند
*جانداران كوچك مثل پستانداران آن زمان از ريشه هاي خشك شده و يا لاشه ي حيوانات تغذيه مي كنند و ضجه كشان باقي ميمانند
اين فرصيه‚فرضيه هاي ديگري مثل Hypothermia(سردشدن بدن) و مرگ ناشي از گرسنگي را نیز اثبات مي كند.
  
نویسنده : ‏T.O. Kongo ; ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۳/٢

زندگی انگلی(۲)!

این هم برای امیر عزیز که بیشتر در مورد انگل ها خواسته بود:

*کرم کبد گوسفندباید در آب برود چون در این حالت تخم آراد می شود و تبدیل به میراسیدیوم می شود. میراسیدیوم یک لارو مژکی است که این لارو تنها در بدن یک نوع حلزون می تواند رشد یابد که لیمنه نامیده می شود. در مرحله بعد که در بدن لیمنه رخ می دهد میراسیدیوم تبدیل به موجود مژکی دیگری به نام سرکر شده و در این مرحله رشد می کند و از لیمنه دفع می شود ولی چون ناپایدار است تبدیل به یک کیست می شود که متاسرکر نامیده می شود.
متا سرکر بصورت کیسه های کوچکی درآمده که بعد از خورده شدن توسط گوسفند در معده اش کیست پاره شده و خود را به کبد می رساند.
* میزبان نهایی میزبانی است که انگل بالغ در آن حضور دارد - فاز زایشی - و میزبان واسط - مثل لیمنه - فاز رویشی است.
*اگر انسان متاسرکر را بخورد به اين بيماری مبتلا شده و ميز بان اتفاقی ناميده می شود.
*در مالاريا پشه تنها ناقل است نه ميزبان واسط چون هيچ مرحله ای از زندگی پلاسموديوم در پشه روی نمی دهد.   
نویسنده : ‏T.O. Kongo ; ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۳/۱