فيل و فنجان

 mouse elephant

یک سوال هوشمندانه ای  که پرسیده شده بود این بود:

از دیدگاه تکاملی کدامیک برنده است؟ موش یا فیل

این سوال به نظرم یکی از جالب ترین سوالات پرسیده شده بود  یک مقدار خودتان فکر کنید و ببینید چه نظری دارید بعد متن زیر را بخوانید . حالا کمی فکر کنید   ............................................. حیفه که فکر نکرده باشین و جواب رو بخونین . واقعا می گم!

 

می دانیم که جانوران دو نوع راهبرد برای ادامه حیات تکاملی دارند ( ادامه حیات تکاملی یعنی توانایی انتقال ژن ها به نسل بعد) و این دو راهبرد یکی کمی است و دیگری کیفی . بگذارید ببینیم که کمی چگونه است: یعنی تولید زاده های زیاد با سر مایه گذاری کم مثل گامت های نر یا تولید مثل پشه ها. در این موارد ارزش هر زاده کم است ولی چون تعداد زیاد است شانس ادامه حیات تکاملی زیاد است.

در مورد راهبرد دوم بیشتر جانورانی با جثه های بزرگتر دیده شده اند. این ها در واقع به خاطر جثه بزرگ نمی توانند از راه اول استفاده کنند و یا شاید در تکامل این گونه در زیستگاه ها باعث بزرگ شدن جثه شده است. این جانوران به جای این که به کمیت کار اهمیت بدهند به کیفیت بیش تر اهمیت می دهند. و تعداد زاده ها معمولا کم است ( بین  ا  تا 3 ) _ فکر می کنم در باره راهکارهای کیفی و کمی کتاب پیش دانشگاهی هم توضیحاتی در مبحث اکولوژی جمعیت ها داده _

 

خوب حالا به جواب واقعی معما می رسیم. . موش برنده است ! در واقع در طول تکامل راهکار کمی بهتر عمل کرده تا راهکار کیفی . محاسبه این که کدام راهکار پیروز بوده از طریق اندازه گیری زی توده این دو جانور انجام شده ( البته در مورد موش و وال هم مقایسه شده) و دانشمندانی که این کار را کردند اعلام داشتند که جناب موش برده است. البته از یک لحاظ دیگر هم می توان این  قضیه را بررسی کرد وآن این است که به دلیل زاده های فراوان این موجود امکان جهش و در نتیجه تنوع بیش تر از فیل است و همین دست انتخاب طبیعی را بر روی این گونه باز نگه می دارد.

دانشمندان معتقدند که اگر شرایط دشواری به یک نسبت برای هر دو پیش بیاید احتمال انقراض فیل ها صد برابر بیش تر از موش هاست ( از قدیم و ندیم هم گفتن : فلفل نبین چه ریزه ! )

 

 

 

  
نویسنده : ‏T.O. Kongo ; ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۸/۱

جاگوار

جاگوار

در برخی از نامه ها که به دستم رسیده بود در مورد جانوران مختلف توضیحات کامل و گویا خواسته بودید . من نمی دانم که این پاسخ های مختصر چقدر به کمکتان می آید ولی در همین حد در این وبلاگ می شود در مورد جانوری توضیح داد : به اندازه معدودی پست ( دیدین امروز چه باکلاس حرف می زنم؟)

اولین جانوری که سوال شده بود جگوار بود. جگوار احتمالا درنده ترین گربه وحشی نیم کره غربی است. نیرومند ،سنگین ، تند وتیز که در جنگل های پر باران قاره آمریکای مرکزی و جنوبی زندگی می کند.جگوار روی شاخه های درختان می رود و ناگهان به شکار خودش حمله می کند.

حالا در بحث ترمینولوژی ( مبحث مورد علاقه من!) باید گفت که این کلمه از کلمه سرخپوستی  یاگوار  به معنای  : شکارگری که بایک جهش بر شکار خود دست می یابد . نشات گرفته ( عجب با مسما ! )

این حیوان نسبیت به پلنگ و شیر و ببر ، سرش بزرگ تر و بدن جمع و جور تر و چنگال نیرومند تر ی دارد . ولی صدای بسیار بلندتری دارد . او هر جانوری را که پیدا کند شکار می کند اما بیش تر یک نوع  خوک وحشی را دنیای جدید و کپی بارا که بزرگترین جانورین جونده جهان است و وزنش بیشتر از 50 کیلو است .

پوست این حیوان مثل پلنگ خالدار با زمینه زرد یا گندمی است .

این جانور شکار گر قابلی است و به همان خوبی از درخت بالا می رود. ظاهرا همه چیز خوار است که گه گاه به جانوران اهلی حمله می کند اما از روبرو شدن با انسا ن دوری می کند با این حال بارها انسان ها را شکار کرده!

جفت گیری در فصل معینی ندارد . دوران بارداری حدود 100 روز است که 2 تا 4 توله می زاید. بچه تا یک سالگی تحت مراقبت مادری هستند تا دو سالگی پیش مادر شا ن می مانند ولی در سه سالگی به بلوغ می رسند. این جانور در باغ وحش تا 20 سال هم عمر می کند.

الان ادم ها با کمک سگ های شکار ی به شکار جاگوار مشغول اند ولی مایاهای باستانی برای آن ها ارزش خدایی قائل بودند.

 

 

  
نویسنده : ‏T.O. Kongo ; ساعت ٩:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٧/٢٥

چرا می خوابيم؟۲

رسیدیم به خوابیدن دولفین ها:

نیم کره های مغز دولفین ها به نوبت به خواب می روند تا حداقل یک نیم کره همیشه در حال هوشیار تر نسبت به محیط به سر ببرد. علایم الکترو انسفالو گرام به دست آمده از هر دو نیم کره نشان می دهد که خواب با امواج آهسته در هر نیم کره مستقل از نیم کره دیگر رخ میدهد ( جل الخالق!)

 و فرضیه دومی:

خواب به مثابه یک پاسخ ترمیمی

به سادگی متوجه می شوید که این یعنی چه: در خواب فرسودگی های بدن که در بیداری ایجاد شده اند ترمیم و بازسازی میشوند. ولی شواهدی که این فرضیه را تایید کنند قدرت چندانی نداشتند . در واقع به نظر می آید که خوابیدن برای حفظ شرایط مطلوب در بدن ضروری نباشد ولی با این همه ظاهرا برای حفظ کارکرد طبیعی مغز لازم است ( هر کی باور نداره از اون دوست ما بپرسه که مدتی یادش رفته بود کارکردن طبیعی مغز یعنی چی!)

 

 نکته ای که هست : به زودی به بقیه سوالات هم پاسخ می دهم. ولی به ترتیبی که فرستاده شدند . پس منتظر باشید . این جواب این سوال بود که چرا می خوابیم ( و من دیدم که خیلی ها مشتاقند که این را بدانند چون برای اطرافیان من هم سوال جالبی بود)  

 

  
نویسنده : ‏T.O. Kongo ; ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٧/٢۳

چرا می خوابيم؟

ببخشید که مدتی است آپدیت نکردم. محض اطلاع ، مدتی است که کامپیوتر زیست شناس دچار سوختگی درجه سه شده در نتیجه مجبور است که از مکان های عمومی آپدیت کند. همگی دعا کنید حال این مجروح زودتر خوب شود تا من جواب این 83 نامه ای که درش ازم سوال کرده بودین تند و سریع بدم. این بحث هم جواب دوتا از نامه ها یی بود که به دستم رسیده بود. راستی هر دو نامه مال یه نفر نبوده که با دواسم نامه داده باشه؟ خودش اعتراف کنه.

 

به جز اثرات درد شدید و احتیاج به نفس کشیدن ، مهمترین چیزی که زندگی بشر رو تحت تاثیر قرار میده و هیچ کس (حتی شما دوست عزیز!) قادر به مقاومت در برابر آن نیست . ( ما یک دوستی داریم که مدتی تصمیم گرفته بود که نخوابه . می گفت مگه چقدر زنده ایم که یک سومش هم بخوابیم. پربیراه نمی گفت ولی بعد از دو هفته تقریبا قاطی کرد و فعالیت ذهنی اش مختل شد و سرکلاس های دانشگاه کارش این شده بود که جلوی خوابیدنش رو بگیره بعدش یه مدت مغزش هنگ کرد و دو روز هم کامل خوابید تا شد یه آدم معمولی!)

ولی با این وجود که این مسئله این قدر مهم است دانشمندان هنوز نتوانستند درست بفهمند که واقعا چرا می خوابیم ولی دوتا فرضیه درست و حسابی هست که با هم بررسی می کنیم. اولی:

 

خواب به مثابه پاسخ انطباقی

با این که اسم دهان پرکنی دارد ولی ساده است. خواب بین همه مهره داران هست و تا جایی که معلوم شده است همه پستانداران و پرندگان می خوابند. حالا این محقق ها می گویند که خواب یک رفتار سودمند است که ما از نیاکانمان به ارث برده ایم ( دوباره برگشتیم به تکامل-  دیدین همه چیز به این مربوطه؟) مثلا دانشمندی به نام وب Webb  می گفت که خواب احیانا کار ترمیمی خاصی نمی کند و صرفا رفتاری است که حیوان را از گزند و آسیب حفظ می کند.ببینید: بسیاری از حیوانات در بخش خاصی از روز می خوابند تا انرژی کمتری تلف کنند.مگر اینکه مکان امنی نداشته باشند . شکارچی های بزرگ مثل شیر هر وقت و هر کجا که بخواهند به خواب می روند و در واقع بیش تر ساعات روز را می خوابند. ( به هر حال شیری گفتن ، سلطان جنگلی گفتن) ولی در عوض جثه بزرگ هایی که شکار می شوند مثل گاو بسیار کم می خوابند تا گوش بزنگ باشند ( اون دوست ما باید می دونست که با اون کاراش بیشتر  به گاوها شبیه شده تا آدم های مقتصد)

در مقابل بعضی ها می گویند خوابیدن یک چنین چیزی نیست . مثلا از دولفین ها مثال می آورند که مثال نقض چنین فرضیه ای هستند.

 

بقیه اش رو در پست بعدی می گم تا خیلی طولانی نشه. 

 

  
نویسنده : ‏T.O. Kongo ; ساعت ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٧/٢٢

کهنه می ياد به بازار!

متاسفانه اين متن ديگر در وب سايتی که از آن گرفتم وجود ندارد در نتيجه متن از بين رفته بود حالا به جايش چند لينک خبری می گذارم:

کشف فسيل دايناسور در مغرب

کشف راز زيبايی پر طاووس

نقش الکل در سرطان روده

بازم عرض پوزش بنده را پذيرا باشين ( که واقعا تقصيرمن نبود)

  
نویسنده : ‏T.O. Kongo ; ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٧/۱۳

تکامل پيش می رود!

گوناگونی در جمعيت ها ماده خام تغيير گونه هاست. آيا اگر جانداران همه توليد مثل غير جنسی انجام می دادند؛ تغيير روی می داد؟

این سوال را دکتر کرام الدینی پرسیده و این هم جواب منه. شما قبل از اینکه جواب من را بخوانید نظر خودتون رو روش فکر کنید و خیلی خوب می شه که بنویسینش. مشتاقم که بدونم.

به نظر من روی می داد. احتمالا  در طول تکامل آنهایی برنده می شدند که سیستم اشان جوری تنظیم می شد که قابلیت بیشتر برای جهش داشت من مثال هایی می زنم: مثلا امکان داشت که سیستم ترمیم یکی خراب شود آنوقت نرخ جهش در آن بالامی رفت پس این حالت به دلیل اینکه امکان تغییر دارد ( با وجود اینکه ریسک کشنده بودن جهش ها در آن بالاست ) در رقابت برنده می شد.

باید شنیده باشید که کروموزوم Y رو به نابودی است . یعنی اگر همینطور ادامه پیدا کند نسل مردهای کنونی از بین می رود ! اما خانم های محترم نباید خیلی به این اتفاق دلشان را خوش کنند . چون دانشمندان عقیده دارند که به زودی گونه ای جدید از خانم ها جدا شده و گونه ای جدید را به وجود می آورد که قادر به تولید مثل جنسی با خانم ها باشد ! ( می توانید برای پیدا کردن اصل این مقاله مراجعه کنید به روزنامه همشهری دی ماه سال پیش _ اگه تاریخش اشتباه یادم نیاد_ )

پس بله تغییر روی میدهد تا وقتی که احتمالا تولید مثل جنسی به وجود بیاید ( درست همان اتفاقی که در تکامل افتاده و کسی هم نگرانش! نشده.)

اين جواب ها در صورتی صدق می کند که وضعيت زمين تغيير ديگری نکند.

این جواب کلی منه. من می گم آب از آب تکون نمی خوره. شما چه تصوری دارید. مشتاقم که بشنوم.

 

  
نویسنده : ‏T.O. Kongo ; ساعت ٢:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٧/۸

جسم بار ۳

با عرض معذرت این مدت زیست شناس سفر بود و چون تمامی سالها و نام هایی که زیست شناس اینجا بلغور می کنه از کتابهای دم دستش است پس از ان جا نمی شد که ادامه مطلب کروموزوم ایکس را بنویسم. حالا در وطن ادامه می دهم:

 

رسیدیم به محققی به نام مری لیون. این خانم مشاهده کرد کهموش های ماده ای که برای ژن تعیین رنگ هتروزیگوت بودند پوششی لکه لکه و دورنگ داشتندکه این لکه ها به صورت تصادفی در سطح پوست پراکنده شده بودند . ازطرف دیگر موش های نر هیچ گاه چنین فنوتیپی را از خود نشان نمی داند و همواره بدنشان یکنواخت و یک رنگ بود. او موش های ماده غیرطبیعی با کاریوتیپ XO را نیز مورد بررسی قرار داد و مشاهدهکرد که این موش ها همواره پوششی یکنواخت دارند و همانند موش های نر هیچوقت فنوتیپ دورنگ بودن نشان نمی دهند.

بعد از آن لیون به بررسی سیتولوژیک سلول ها پرداخت و همانطور که قبلا گفته شده بود پی برد که تعداد جسم بار در سلول های اینتر فازی همواره یکی کمتر از تعداد کروموزوم های X شمارش شده در مرحله متافاز است . او همچنین مشاهده کرد که همانند سازی یکی از کروموزوم های ایکس بیش از حد معمول طولانی است و حتی در مرحله پروفاز ادامه پیدا میکند که این به دلیل پیچ خوردگی و فشردگی بیش از حد این کروموزوم است.

این خانم نظریه خود را که بعدا به نام نظریه لیون معروف شد به این صورت گفت:

1-در سلول های بدن پستانداران فقط یک کروموزوم ایکس فعال است و در سلول های اینتر فازی به صورت جسم بار دیده می شود.

2-غیر فعال شدن این کروموزوم در مراحل ابتدایی دوران جنینی است .

3-کروموزوم غیرفعال شده در سلول های مختلف می تواند یا پدری باشد و یا مادری . ولی بعد از اینکه در سلول تصمیم گرفته شد که کدام یک از این ها غیرفعال بماند و کدام یک محکوم به خاموشی است (!) تمام سلول هایی در بدن که از تقسیم این سلول به وجود بیایند مطیع همین تصمیم گیری هستند ( چه حرف گوش کن!)پس می گویند :

تشکیل جسم بار تصادفی ولی تغییر ناپذیر است.

در مورد جنین موش مشخص شده است که در مرحله ای که جنین از دوسلول تشکیل شده است هنوز هر دو کروموزوم ایکس فعال اند ولی در اواخر مرحله بلاستوسیت ( بعد این بحث یادم بندازین که در مورد این بلاستوسیت یک خاطره زیستی براتون بگم!) تنها یکی از این دو فعال می ماند. غیر فعال شدن کروموزوم ایکس در بافت های مختلف همزمان نیست . در جنین انسان وجود جسم بار در روز های 9 تا 12 که در مرحله بلاستوسیت است تشخیص داده شده ولی تعیین زمان دقیق هنوز ممکن نشده .

 

حا لا اون خاطره بلاستوسیتی: یک سری از بچه های طلای المپیاد سال های پیش نشسته بودند و استاد رسید به جایی که پرسید بچه ها می دونین که ولووکس چیه؟؟ یکی از باهوش ها جواب داد: همونی که سلول هاش مکعبی اند؟ استاد متعجبانه گفت نه گردن . دوباره گفت : نه من مطمئنم مگه همونی نیست گه تو آب شیرینه و کلنی اش شانزده تا سلول داره. استاد گفت : توی آب شیرینه ولی کلنی هاش حدود 2000 تا سلول داره .و حرکت کلنی هم توی آب ساعتگرده.

در همین وقت یکی دیگه گفت اون حیوونی ! که 16 تا سلول داره مورولا ست .

دوست دیگرش در حالی که می خندید و مسخره اش می کرد گفت : مورولا که مال جنینه اون حیوونه اسمش بلاستولا ست!!!

این هم از دری وری های زیستی المپیادی . ببینم نمی ترسین بیاین قاطی ما این طوری بشین که . می ترسین؟

 

  
نویسنده : ‏T.O. Kongo ; ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٧/٥

يک شعر از يک زيستی

یک شعر کاملا زیستی می گذارم اینجا . این شعر منسوب به شروین وکیلی است و می توانید یک شعر از استاد تکاملی ما را داشته باشید تا بعد ( قرار بود دیوا ن منتشر کند نه؟)

 

ای سسک نوحه خوان

تنهای جاودان

شد گونه ات به خاک

رفتند همرهان

تنها شدی به باغ

ای مرغ پس بخوان

کین شعر مردن است

فریاد کن ز جان

 

حس کتاب تنوع حیات اثر ویلسون بهتون دست داد. به من بیشتر؟ ( نخوندین این کتاب رو. گونه شما هم نابود می شه / نصف عمرتون هم بر فنا واقعا می گم گیرش بیارین بخونین.)

 

  
نویسنده : ‏T.O. Kongo ; ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٧/۱