دستگاه کناری

بالاخره اين امتحانای ما تموم شد!یه ذره وقت اضافی پيدا کردم رفتم يه کتابی که خيلی دوستش داشتم رو نگاه کردم...ازاون يه سری مطلب جالب می ذارم اينجا.گرچه دوست دارم همشو بذارم.

هميشه يه سری هيجانهای غير مطقی سراغ ما مياد که می خواهيم کنترلش کنيم ولی نميشه.منشا اونها هسته های لوب کناری قديمی مغز يعنی دستگاه کناری است.دستگاه کناری از قديمی ترين بخشهای مغز ماست و در مرکز مخ قرار دارد.که ساختار های اون در اکثر موجودات حتی برخی از ماهيها نيز ديده شده.برای همين بعضی به آن مغز خزندگان هم می گويند(با اينکه بخشهايی از آن در مغز کوسه ها هم وجود دارد يعنی ماله حدود ۱۰۰ ميليون سال پيش.)

کار آن به غير از هيجانها---->گرسنگي،تشنگي،کنترل حالتهای زيستی،هيجانی و انگيزشی مثل رفتارهای جنسی و توانايی تجربه و بيان احساسات و هيجانهاُمانند شادي،لذت،رضايت،بيزاری،ترس ،خشم،اضطراب

ساختارهايی که دستگاه کناری را تشکيل میدهند:هیپوتالاموس،آميگدال،هیپوکامپ و هسته های جداری و يه سری چيز ديگه

هیپوتالاموس ابتدايی ترن بخش است که در موجودات ابتدايی تر مثل ماهی ها و خزندگان ديده می شود ولی چيزی مثل آميگدال در حيوانهای باهوشی مثل سگ! ميمون و شامپانزه*و انسان نيز وجود دارد.به خاطر همين شباهت آنها در نياز به محبت،عاطفه و تماس بدنی بسيار به ما شبيه اند.(يعنی به انسانها)

گفتيم که هیپوتالاموس در به وجود آوردن هيجانهای خام و بی جهت ولی بسيار نيرومند نقش اساسی دارد.مثل احساس لذت يا نا خوشايندی شديدو يا حتی خشم.اما به طور تنگاتنگی در همه ی جوانب رفتار جنسی دخالت می کند.به خاطر همين در زنان و مردان ساختار متفاوتی دارد.در زنان غنی تر و پيچيده تر استکه به دليل پيچيدگی توليدمثل و تربيت نوزادان است.گرچه اخيرا فهميده اند که مردان همجنس باز دارای هسته های هیپوتالاموس باشند که شباهت بيشتری با الگوی زنانه دارد.

بقيه اش باشه برای چند هفته ی ديگه.گرچه ممکنه رفيق شفيق دوران وبلاگ نويسی در طی اين مدت اينجا مطلب بذاره!

-----------------------------------

پاورقی:در کتاب گفته شده بود ميمونهای انسان نما ولی باتوجه به فصول قبلی به نظرم منظورش شامپانزه است.

راستی در اسرع وقت منابعی رو برای المپياد ارائه خواهيم کرد.

  
نویسنده : ‏T.O. Kongo ; ساعت ٥:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٥/٤