spinal cord injury

بالاخره اينجا رو يه سامونی داديم.خيلی به هم ريخته بود نميشد نگاش کرد!حالا يه کم می شه گفت به زيست شناسی  ربط داره!

و... از دست دادن آقای دکتر آشتيانی که همه ی ما رو ناراحت کرد و باز هم به ما يادآوری کرد که قدر چيزايی رو که داريم نمی دونيم و وقتی از دستشون داديم می فهميم چی داشتيم.راهش پر رهرو......

--------------------------------------------------------

واما مطلبمون که نزديک ۱۰۰ روز پيش قرار بود بياد!

چند روش درمانی برای آنها که نخاع شون قطع شده ام هنوز عضلانشون دچار تحليل نشده است پيشنهاد شده است که بعضی آزمايشش شده و بعضی هنوز نه.

يکی از راه ها که بر روی دو نفر در آمريکا انجام شده اين است که ۶۰ تا ۱۰۰ الکترود در داخل مغز قرار می دهيم بعد آنها را به يک ترانسميتر که سيگنال را مخابره می کند وصل می کنيم.و بعد پتانسيل عمل سلول های قشر حرکتی motor cortex را ثبت می کنيم.(موتور کورتکس برای انجام حرکات برنامه ريزی ميکند.هر نورون با پتانسيل عمل خاص خودش به معنای انجام يک حرکت است.)حالا از فرد  می خواهيم که انجام يک حرکت را تصور کند(مثل حرکت يک انگشت).اين تصور حرکت فعاليتی را در قشر مخ ايجاد می کند که مشابه زمانيست که انگشتمان را حرکت  می دهيم .اين سيگنال ثبت شده و توسط دستگاهی که در نزديکی سينه کار گذاشته شده تحليل می شود.به اين دستگاه فيبرهايی متصل است ـ سيستم ايمنی بدن به آنها حساس نيست ـ که به سمت اندام فوقانی می روند.اين فيبرها سيگنال ها را از دستگاه به عضلات می برد.اين محرک با توالی های خاص تحريک الکتريکی عضله را تحت تاثير قرار داده و موجب می شود عضله منقبض يا منبسط شود.آخرش اينه که مثلا فرد فکر ميکنه که می خواهد انگشتش رو تکون بده و انگشتش حرکت ميکنه.فقط اشکال اين روش اينه که بدن ما يه سيستم پيچيده ای در بخش حسی داره که به مغز خبر می ده که الان فلان عضله منقبض شده و مغز حرکت را کنترل می کند و برای ادامه ی حرکت فرمان جديدی می دهد.حالا اينجا ما برای اينکه اطلاعات حسی رو به طور مصنوعی دريافت کنيم به سنسورهای پيچيده و طبيعتا به فيبرهای بيشتری نياز داريم وگرنه مغز نمی تواند pattern بعدی را ايجاد کند.که همه ی اينها مشکلات پيچيده ای را به دنبال خودش دارد.اگرهم نذاريم که...

روش ديگه استفاده از الکتروانسفالوگرام است.در اين حالت به فرد در طی چند روز ياد می دهند که چگونه امواج EEG را تغيير بدهد.اين کاهش يا افزايش در امواج مغز توسط ميوفيدبک ها انجام می شود.در طی اين آموزش فرد ياد می گيرد که هر تغيير مرتبط با چه عملی است.مثلا فرد موج آلفا را تغيير می دهد EEG که ازپوست سر گرفته می شود به stimulus رفته و به عضلات منتقل می شود و دست فرد بالا می آيد که البته چون فرد بايد فکر کنه کدوم موج چه کاری ميکرد و اون رو تغيير بده حرکات نرم نخواهد بود مثل حرکت دست يک روبات.که بازم البته از هيچی بهتر.احتمالا اين روش تا يکی دوسال آينده مياد ايران.

روش ديگه استفاده از ElectroMyoGraphyاست.اين تنها در صورتی است که فرد قادر باشد عضلات گردنش را حرکت دهد.روی عضلات الکترود وصل می کنيم و از شخص می خواهيم در جهات مختلف شانه اش را حرکت دهد و موجهای مختلف EMG را ثبت می کنيم.هر موجی که ثبت می شود تلاش برای يک حرکت است.سيگنال هايی که بعدا می خواهيم به شخص منتقل کنيم تا حرکات را انجام دهد از طريق EEG يا EMG و يا ثبت عمقی از مغزش ميگيريم واز طريق همان فيبرهايی که قبلا توضيح داده شد در فرد ايجاد حرکت می کنيم.

 

  
نویسنده : ‏T.O. Kongo ; ساعت ٤:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/٢٩