يکی بود يکی نبود (۱)



بذارين يک داستان بگم که اين داستان از حدود ۲ ميليارد سال پبش شروع می شه:
در اين موقع بخش بزرگی ار موجودات زنده زمين فتوسنتز می کردن و هی اکسيژن به اين بيوسفر اضافه می شد اما خيال خام نکن که اين توی هوا سپهر می موند ها نه!اين اکسيژن می رفت با آهن سه ظرفيتی که در آب حل می شده و اون موقع اون قدر زياد بوده که درياهای عهد بوق ( اوليه )‌ رو اشباع کنه و اکسيد فريک حاصله که نامحلول بوده در کف اقيانوس ها ته نشين می شده و :
همانطور که ويليام شاف وضعيت را به درستي خلاصه کرد: جمله جهان زنگار بسته بود.

حالا مو جودات زنده ای هم که زير رسوبات اکسيد فريک مونده بودن مجبور بودن که بی هوازی باقی بمونند. اين روش متابوليسم هوازی که ابزار خيلی کارامدی برای بدست آوردن انرژيه فقط به شکل يه ساختار جنبی تکامل پيدا کرد ( و حتی خودش هم فکر نمی کرد يه روز اين قدر مهم بشه) بعد اين گودال پر شد و چون اکسيژن اضافه اومد بعضی از زيستگاه های محلی دارای اکسيژن مولکولی شد و در همين هنگام بود که.......

بقيه اش رو فردا بخونيد ( يا همون اين داستان ادامه دارد....)

  
نویسنده : ‏T.O. Kongo ; ساعت ٦:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٤/٢